تحریمها تا چه اندازه میتواند به اقتصاد کشور ضربه بزند و از آن مهمتر، اینکه اقتصاد ما تا چه اندازه قدرت استقامت و ایستادگی در برابر این تحریمها را دارد؟ اقتصاد مقاومتی در بیاثرسازی تحریمها چه نقشی دارد؟
در این نوشتار، ابتدا مسائلی را مطرح می کنیم که دغدغهی عمومی آحاد ملت در حوزهی مسائل اقتصادی است؛ مسائلی مانند تورم روزافزون و افزایش قیمتها، تحریم و اثرات آن بر وضعیت کنونی و آتی کشور و اینکه آیا تحریمها بر تورمی که بر پیکرهی این بیمار نشسته تأثیری دارد یا نه. در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت که تحریمها تا چه اندازه میتواند به اقتصاد کشور ضربه بزند و از آن مهمتر، اینکه اقتصاد ما تا چه اندازه قدرت استقامت و ایستادگی در برابر این تحریمها را دارد و بنابراین موضوع اقتصاد مقاومتی و نقش آن در بیاثرسازی تحریمها پررنگ میشود.
در ادبیات اقتصادی، تورم ناشی از علل و عوامل اقتصادی را به دو دستهی عمده تقسیم میکنند؛ تورم سمت عرضه و تورم سمت تقاضا. در تورم سمت عرضه، زمانی که میزان تولیدات کمتر از میزان تقاضا برای یک محصول باشد، افزایش قیمت کاملاً طبیعی خواهد بود. خواه این کاهش عرضه به دلیل مشکلات تولیدی داخل باشد یا به علت افزایش قیمت کالاهای واسطهای یا مصرفی که در این حالت هزینهی تولید کالا افزایش مییابد و در پی آن، برای ابقا در بازار، تولیدکننده رویهی افزایش قیمت را در پیش خواهد گرفت. در حدود 80 درصد واردات ما متعلق به کالاهای واسطهای است و این بدان معنی است که اگر التهابی در بازار ارز رخ دهد یا به سبب تحریم، واردات این کالاها با مشکل روبهرو شود، در ابتدای امر هزینهی تولید برای تولیدکنندگان ما به واسطهی افزایش در مواد اولیه که با کاهش عرضه روبهرو شده است، افزایش خواهد یافت و این افزایش در هزینه قاعدتاً افزایش در قیمت نهایی را نیز به دنبال دارد و این گونه است که وابستگی به واردات، در عین بالا بودن احتمال تحریم، یعنی انتظار کشیدن برای تورم.
در سمت تقاضا، تورم زمانی اتفاق میافتد که فشار تقاضا بر بازار به گونهای باشد که عرضه پاسخگوی آن نباشد. عکسالعمل ما در قبال این نوع افزایش قیمتها، که معمولاً در زمانهای خاصی مثل ایام ماه مبارک، عید و... اتفاق میافتد، نباید صرفاً وارد کردن کالاهایی باشد که در آن دچار کمبود عرضه هستیم؛ بلکه اگر در صدد شناسایی پتانسیلهای داخلی برای تأمین بازار داخلی خود باشیم، موفقیت کسب کردهایم و میتوانیم رویه را برای سالهای آتی ادامه دهیم و با یک فشار روانی تحریم، بخش عرضهی ما با مشکل روبهرو نخواهد شد.
این کمبود تقاضا اگر به واسطهی چاپ پول بیشتر جبران شود، میتوان تورم را پدیدهای پولی دانست. در واقع این حجم پول زمانی موجب تورم میشود که رشد آن متناسب با رشد تولید اتفاق نیفتد. به عبارتی اگر این انتشار با پشتوانهی تولید انجام پذیرد، مشکلساز نخواهد شد؛ اما مسئله اینجاست که برای تحقق این امر (با توجه به اینکه بانک مرکزی زیر نظر دولت فعالیت میکند)، دولت باید بدهیهای خود به بانک مرکزی را مدیریت کند و کسری بودجهی خود را از طرق دیگری تأمین نماید و به عبارتی، دست خود را به سمت صندوق ذخیرهی ارزی و بانک مرکزی دراز نکند.
علاوه بر عوامل اقتصادی که در بالا ذکر شد، عوامل دیگری نیز در بروز تورم اهمیت دارند. از جملهی این عوامل میتوان به انتظارات تورمی و بسترهای نهادی حاکم بر جامعه نیز اشاره نمود. انتظارات تورمی ناشی از فشارهای روانی حاکم بر جامعه است و این در شرایطی اتفاق میافتد که یک اقدام ناگهانی از هر عامل داخلی و خارجی منجر به ایجاد نگرانی در اذهان عمومی مبنی بر افزایش قیمتها شود. حال این اقدام میتواند تهدید به حملهی نظامی و اقتصادی از جانب کشورهای دیگر باشد یا یک حرکت یا یک حرف از یک مسئول که بتواند عموم جامعه را نسبت به شرایط اقتصادی موجود، نگران و نسبت به آینده بدبین کند. این بدبینی و نگرانی باعث ایجاد حرکاتی در مردم میشود که خود اینها تورمزاست و به قولی، انتظار تورم، تورم را در پی خواهد داشت.
عوامل نهادی نیز مجموعه عوامل محیطی و نهادی جامعه است که مانع از ایجاد رشد در اقتصاد میشود. از جملهی این عوامل میتوان به فرهنگ مصرفی در یک کشور اشاره کرد. به عنوان مثال، اگر در کشور ما فرهنگ استفاده از کالاهای خارجی باب شود و فرهنگ چشموهمچشمی بین مصرفکنندگان رایج شود، در پی آن قاعدتاً میزان واردات ما افزایش پیدا خواهد کرد و این همان مشکلی را در پی دارد که به آن اشاره شد.
"نقش تحریم ها و توانایی ونقش اقتصاد مقاومتی در بی اثر سازی تحریم ها" را در ادامه مطلب بخوانید...
برچسب ها :

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد